آمار
گروه اینترنتی جرقه داتکو را در گوگل با كليك بر روي دكمه 1+ محبوب کنید

گروه اينترنتي جرقه داتكو
5 دليل غيرمنتظره براي افزايش وزن! ۱۲ بهمن ۱۳۹۰ ۱۱:۳۲:۰۳

5 دليل غيرمنتظره براي افزايش وزن!

 


بدن شما زماني عملكرد مناسبي دارد كه به ميزان كافي استراحت كند. وقتي شما به اندازه كافي نمي خوابيد، بدن شما فشار فيزيولوژيكي و بيوشيميايي را تجربه مي كند و اين باعث مي شود چربي بيشتري در خود ذخيره كند.

 اين مطلب را با دقت بخوانيد. چاق شدن مساله يي است كه بسياري از افراد با آن دست به گريبانند. اين مساله يك شبه روي نمي دهد و عوامل زير در به وجود آمدن آن دخيل هستند:

1. شما مي توانيد در اثر كمبود خواب چاق شويد
 بدن شما زماني عملكرد مناسبي دارد كه به ميزان كافي استراحت كند. وقتي شما به اندازه كافي نمي خوابيد، بدن شما فشار فيزيولوژيكي و بيوشيميايي را تجربه مي كند و اين باعث مي شود چربي بيشتري در خود ذخيره كند.


 هنگامي كه شما خسته هستيد، نمي توانيد به خوبي استرس و فشار را تحمل كنيد، بنابراين شما ممكن است به غذا خوردن روي بياوريد و اين يك مكانيزم دفاعي است. به علاوه، شما هنگامي كه در ساعات انتهايي شب و نيمه شب غذاهاي سبك مي خوريد، ميزان كالري بيشتري دريافت مي كنيد.

 برخي از افراد فكر مي كنند براي اينكه به خواب روند، خوردن غذا مي تواند مفيد باشد. ولي تنها كاري كه اين عمل انجام مي دهد، اضافه كردن كالري بيشتر به ميزان كالري دريافتي در طول روز است.

 علائمي كه نشان مي دهد شما به اندازه كافي استراحت نكرده ايد عبارتند از: خستگي مفرط، پايين بودن ميزان انرژي، چرت زدن و احساس كج خلقي.

 سعي كنيد كه هر شب 8 ساعت كامل بخوابيد. يا حداقل 15 دقيقه به زمان خواب خود اضافه كنيد تا مشاهده كنيد كه چه احساسي خواهيد داشت. اين تجربه را با اضافه كردن زمان هاي 15 دقيقه يي به ميزان خواب خود ادامه دهيد تا بفهميد كه چه ميزان خواب براي شما مناسب است. وقتيكه شما كيفيت خواب خود را بالاببريد و بطور منظم ورزش كنيد، احساس بهتري خواهيد داشت.


2. شما ممكن است به خاطر استرس چاق شويد
 ما در جامعه يي زندگي مي كنيم كه نيازمند كار اضافي و نيروي اضافي است تا آرامش بيشتري داشته باشيم. استرس و فشار ما را به سمت جلو هدايت مي كند و به ما كمك مي كند تا از عهده تقاضاهاي زندگي برآييم: اما استرس مي تواند بر اخلاقيات و احساسات ما تاثيرگذار باشد.

 واكنش در مقابل استرس، حتي اگر مواجهه با مسووليت ها يا رويارويي با فشار مالي باشد، باعث ايجاد يك فرآيند بيوشيميايي مي شود و باعث مي شود بدن در حالت حفظ بقا قرار گيرد، بنابراين انرژي ذخيره مي كند، سرعت متابوليسم پايين مي آيد و مواد شيميايي از قبيل كلسترول، لپتين و ساير هورمونها ذخيره مي شوند.همين امر باعث مي شود كه چاقي در مناطق شكمي به وجود بيايد.

 بسياري از افراد براي مقابله با استرس خود به غذا روي مي آورند، اما مطمئنا اين روش مفيد نيست. غذا يك راه حل موقتي است، چون اين روش بر عوامل واقعي استرس كه در جهت كاهش ميل به غذا و حل مشكل است تاثيري ندارد.

 افرادي كه در حالت استرس به غذا روي مي آورند بيشتر تمايل به غذاهايي دارند كه ميزان بالايي از كربوهيدرات دارد. چون اين غذاها باعث بالارفتن يك ماده شيميايي در مغز به نام سروتونين مي شوند، كه مي تواند اثرات آرام بخشي داشته باشد. استفاده از غذا يك روش خوددرماني است.

 بسياري از افراد از مواد نشاسته يي براي آرام شدن و احساس بهتر استفاده مي كنند. براي غلبه بر استرس پيشنهاد مي شود از روش هاي آرام بخش و ريلكس كننده كه تمرين ورزشي محسوب مي شوند، استفاده شود، چون هم كالري اضافي بدن سوزانده مي شود و هم باعث ايجاد آرامش در فرد مي شود.

3. شما ممكن است به خاطر استفاده از دارو چاق شويد
 برخي از داروهايي كه توسط پزشكان براي درمان بيماري هايي از قبيل افسردگي، اختلالات رفتاري، حملات ناگهاني ميگرن، فشار خون و ديابت تجويز مي شوند، مي توانند باعث اضافه شدن وزن شما شوند. اين افزايش وزن مي تواند تا 5 كيلو در ماه نيز باشد.

 برخي از استروئيدها و درمان جايگزيني هورموني در خانمها و حتي قرصهاي ضدبارداري مي توانند باعث بالارفتن تدريجي وزن شوند. داروها مي توانند از روش هاي متفاوتي باعث اضافه وزن شما شوند. آنها مي توانند باعث زياد شدن اشتها شوند، در روند ذخيره چربي ها در بدن تغييراتي ايجاد كنند و حتي سطح انسولين بدن را تغيير دهند.

 البته همه داروها در افراد مختلف عوارض يكساني ندارند. درباره داروهاي ضدافسردگي، اضافه شدن وزن ربطي به عملكرد قرص ندارد بلكه داشتن احساس بهتر مي تواند باعث افزايش اشتهاي فرد شود. بعضي از داروها مي توانند باعث نگهداري مايعات در بدن شوند كه باعث نشان داده شدن به صورت اضافه وزن مي شود. اما اين چربي نيست و براحتي قابل بازگشت است.

 برخي از رايجترين داروهايي كه باعث بالارفتن وزن مي شوند عبارتند از: استروئيدها، داروهاي ضدافسردگي، داروهاي آنتي سايكوتيك (كه براي اختلالات رواني تجويز مي شوند)، داروهاي ضدتشنج، داروهاي ديابت، داروهاي ضد فشارخون و داروهاي سوزش معده.


 اما مهم است به ياد داشته باشيد كه چند كيلو اضافه وزن در مقايسه با كاري كه اين داروها براي سلامتي شما انجام مي دهند، ارزشمند است. به علاوه اگر عامل اصلي اضافه شدن وزن، داروهايي باشد كه مصرف مي كنيد، شما همچنان با داشتن يك رژيم غذايي سالم و ورزش كردن مي توانيد از بيشتر شدن اضافه وزنتان جلوگيري كنيد. حتي مي توان دارو را با داروي ديگري جايگزين كرد هرچند كه به ندرت داروها تنها عامل چاقي فرد هستند.


 اگر شما به اين موضوع مشكوك هستيد كه عامل بالارفتن وزن شما داروهايي است كه مصرف مي كنيد، با پزشك معالج خود صحبت كرده و از او درباره تغيير داروهايتان مشاوره بخواهيد. اما هر تصميمي كه مي گيريد بدون نظر پزشك معالج خود دارو را قطع نكنيد.

4. شما ممكن است به خاطر شرايط پزشكي خود وزن اضافه كنيد
 يكي از رايج ترين شرايط پزشكي كه باعث مي شود شما وزن اضافه كنيد، كم كاري تيروئيد است. يك نقص در هورمونهاي تيروئيد كه باعث مي شود متابوليسم بدن كاهش پيدا كند، باعث كم شدن اشتها شده و وزن بالامي رود.

 اگر شما احساس خستگي، بيحالي و سستي، تورم، گرفتگي صدا و خش دار شدن آن، عدم تحمل سرما، خواب بيش از حد يا سردرد داريد، بايد به پزشك مراجعه كنيد تا با يك آزمايش ساده معلوم شود كه آيا تيروئيدتان كم كار است يا خير.

 نوع نادري از بيماري غدد فوق كليوي به نام سندرم كوشينگ وجود دارد كه كه در آن هورمون كورتيزول در خون بالامي رود: اين بيماري هم مي تواند باعث افزايش وزن شود.

5. خانم ها ممكن است پس از يائسگي دچار اضافه وزن شوند
 زنان در سنين مختلف يائسه مي شوند، اما اكثرا در نيمه زندگي خود يائسه مي شوند و بعد از اين حالت آنها نسبت به زمانيكه جوانتر بوده اند، فعاليت و تحرك بدني كمتري خواهند داشت. همزمان با بالارفتن سن، متابوليسم بدن بطور طبيعي كندتر مي شود، در همين هنگام تغييرات هورموني مي تواند باعث احساس گرسنگي، افسردگي و خواب كم شود.

 اين فرآيند چند عاملي است. هنگامي كه زمان يائسگي فرا مي رسد، خانم ها استروژن كمتري توليد مي كنند و شكل بدني آنها تغيير مي يابد و شروع به چاق شدن مي كنند. استروژن باعث از بين رفتن چربي در قسمت هاي پايين بدن مي شود و هنگامي كه اين هورمون در بدن كم شود، چربي ها در قسمت مياني بدن تجمع پيدا مي كنند (چاقي مردانه) .

 براي جلوگيري از تجمع چربي در اين مناطق بايد ميزان تمرينات ورزشي را بيشتر كرد: زنان بايد درك كنند كه ورزش هاي قدرتي و بلند كردن وزنه چقدر براي سلامت آنها مهم است و نگران نباشيد، انجام ورزشهاي قدرتي باعث نمي شود كه بدني عضلاني پيدا كنيد. تركيبي از تمرينات ورزشي و رژيم غذايي با ميزان كالري كنترل شده سرشار از كلسيم و ويتامين D باعث مي شود از افزايش وزن ناشي از يائسگي جلوگيري شود.


ادامه مطلب

دل ساده ام ۱۲ بهمن ۱۳۹۰ ۱۱:۱۹:۳۹

دل ساده ام


 

كلافه و بي قرارم ، خبري از گذر زمان ندارم !

دستهايم ميلرزد ، اينك روز است يا شب ، اين را هم نمي دانم

تنها دردي در سينه دارم و بغضي  كه گلويم را مي فشارد

تمام وجودم سرد است ، سياهي لحظه هايم كار سرنوشت است

من ديوانه چقدر ساده بودم ، من عاشق چقدر بيچاره بودم

نميخواستم عاشق شوم ، قلبم اسير روياهايم شد

روياهايي كه با تو داشتم ، كاش ياد تو را در خاطرم نداشتم

خواستم تو را فراموش كنم ، فراموشي را فراموش كردم

خواستم اشك نريزم ، يك عالمه بغض در گلويم را جمع كردم

كلافه و بي قرارم ، مثل اين است كه ديگر هيچ اميدي ندارم

سادگي من بود كه بيش از هرچيزي مرا ميسوزاند،

كاش به تو اعتماد نميكردم ، كاش تو را نميديدم و راه خودم را ميرفتم

كاش لحظه اي كه گفتي عاشقمي ، معناي عشق را نميدانستم

همه جا مثل قلبم دلگير است ، همه جا مثل چشمانم خيس است

همه جا مثل غروبها ، مثل پاييز و مثل اين روزها نفسگير است

هميشه ميگفتم بي خيال ، اما اينبار بي خيالي به من گفت بي خيال

هميشه ميگفتم ميگذرد ميرود ، اما اينبار گذشت و چيزي از يادم نرفت!


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سعيد كريمي | آرشيو نظرات (0) :موضوع |×××دل نوشته

اعتراف عاشقانه ۱۲ بهمن ۱۳۹۰ ۱۱:۱۹:۳۹
مطالب در ادام همطلب است مديريت
باتشكر

ادامه مطلب
نوشته شده توسط سعيد كريمي | آرشيو نظرات (0) :موضوع |×××دل نوشته

ده كرامت و معجزه آينده از حضرت مهدي عليه السلام


كرامات و معجزه

در آخرالزمان هر چند مردم براى روى كارآمدن دولتى قدرتمند و در عين حال پشتيبان ستمديدگان، لحظه شمارى مى‏كنند، ولى به بسيارى از دولت‏هايى كه روى كار مى‏آيند، خوش‏بين نيستند و سخن هر حزب و گروهى را نمى‏پذيرند و اصولاً كسى را قادر نمى‏دانند كه بتواند نظم را به جامعه جهانى بازگرداند و دنياى پرآشوب را سامان‏بخشد.
از اين رو، مدّعى بازگشت نظم به جامعه و گسترش امنيّت در جهان، بايد داراى توانى فوق توان ديگر انسان‏ها باشد و اثبات اين مطلب نياز به نشان دادن كرامات و كارهاى خارق العاده دارد و شايد براى اين است كه حضرت مهدى(عج) در آغاز ظهور، دست به يك سلسله كرامات و معجزات مى‏زند؛ به پرنده در حال پرواز اشاره مى‏كند و او فوراً فرودمى‏آيد و در دست حضرت قرار مى‏گيرد. چوب خشك را در زمين باير فرومى‏برد و آن چوب بى‏درنگ سبز مى‏شود و شاخ و برگ مى‏دهد.
با اين كارها به مردم ثابت مى‏شود كه سرو كار آنان با شخصيتى است كه آسمان و زمين به امر خداوند در اختيار و تحت فرمان اوست. اين كرامات نويدى براى مردمى است كه سال‏ها و بلكه قرن‏ها خود را زير فشار و قهر آسمان و زمين مى‏ديدند. مردمى كه از بالاى سر، مورد تهاجم هواپيماها و موشك‏ها قرار گرفته، ميليون‏ها قربانى داده‏اند و قدرتى را نمى‏يافتند كه مانع آن همه تجاوزات گردد؛ ولى اينك خود را در برابر شخصيتى مى‏بينند كه آسمان و زمين و آن چه در آنهاست در اختيار اويند.

مردمى كه تا ديروز، چنان در قحطى به سر مى‏بردند كه حتى براى تهيه نيازهاى اوّليه زندگى، رنج‏ها و مشكلاتى را متحمّل مى‏شدند و در اثر خشكسالى و كمبود زراعت، در محاصره اقتصادى شديدى قرار گرفته بودند، امروز در برابر شخصيتى قرار گرفته‏اند كه با اشاره‏اى زمين را سبز و خرّم مى‏كند و آب و باران را جارى مى‏سازد.
مردمى كه دچار بيمارى‏هاى بى‏درمان شده‏اند، با كسى رو به رو مى‏شوند كه حتى بيمارى‏هاى غير قابل درمان را نيز علاج مى‏كند و مردگان را زندگى مى‏بخشد. اين‏ها معجزات و كراماتى هستند كه حكايت از توانايى، صداقت و حق بودن گفته‏هاى اين رهبر آسمانى دارد. كوتاه سخن آن كه جهانيان باور مى‏كنند كه اين نويد دهنده با هيچ يك از مدّعيان پيشين شباهتى ندارد و او همان رهايى بخش واقعى و ذخيره الهى و مهدى موعود است.

كرامات حضرت مهدى(عج) گاهى براى رزمندگانش روى مى‏دهد كه بر ايمانشان مى‏افزايد و اعتقادشان را استوارتر مى‏گرداند و گاه براى دشمنان و يا ترديد كنندگان است كه سبب ايمان و اعتقاد آنان به حضرت مى‏شود.

اينك به بخشى از آن معجزات و كرامات اشاره مى‏كنيم:

1. سخن گفتن پرنده

اميرمؤمنان(ع) مى‏فرمايد: « حضرت مهدى(عج) در مسير حركت خود به يكى از سادات حسنى كه دوزاده هزار نفر رزمنده را به همراه دارد، برخورد مى‏كند؛ حسنى در مقام احتجاج برمى‏آيد و خود را سزاوارتر به رهبرى مى‏داند. حضرت در پاسخ او مى‏گويد: «من مهدى هستم». حسنى مى‏پرسد: آيا دليل و نشانه‏اى دارى تا با تو بيعت كنم؟ حضرت به پرنده‏اى كه در آسمان در حال پرواز است، اشاره مى‏كند و آن پرنده فرود مى‏آيد و در دستان حضرت قرار مى‏گيرد. آن‏گاه به قدرت خداوند لب به سخن مى‏گشايد و بر امامت حضرت مهدى(عج) گواهى مى‏دهد.
براى اطمينان بيشتر سيّد حسنى، امام(ع) چوب خشكى را به زمين فرو مى‏برد؛ آن چوب سبز مى‏شود و شاخ و برگ مى‏دهد. بار ديگر، پاره سنگى را از زمين بر مى‏دارد و با يك فشار آن را خرد كرده، همانند خمير نرم مى‏كند.
سيّد حسنى با ديدن آن كرامات به حضرت ايمان مى‏آورد. خود و همه نيروهايش تسليم امام(ع) مى‏شوند و حضرت او را به عنوان فرمانده نيروى خط مقدّم مى‏گمارد».(1)

2. جوشش آب و آذوقه از زمين

امام صادق(ع) مى‏فرمايد: «هنگامى كه امام(ع) در شهر مكه ظهور مى‏كند و قصد حركت به كوفه را دارد، به نيروهايش اعلام مى‏كند كه كسى آب و غذا و توشه راه با خود برندارد. حضرت(ع) سنگ موسى(ع) را كه به وسيله آن دوازده چشمه آب زلال از زمين جوشاند، همراه دارد. در مسير راه هر جا توقف مى‏كنند، آن سنگ را نصب مى‏كند و از زمين چشمه‏هاى آب مى‏جوشد. هر كس گرسنه باشد با نوشيدن آن سير مى‏گردد و هر كس تشنه باشد، سيراب مى‏شود.

تهيه آذوقه و آب بين راه سپاهيان به همين ترتيب است تا هنگامى كه به شهر نجف برسند؛ در آن‏جا با نصب آن سنگ، براى هميشه از زمين آب و شير مى‏جوشد كه گرسنه و تشنه‏اى را سير مى‏كند».(2)

امام باقر(ع) مى‏فرمايد: «هنگامى كه حضرت قائم(ع) ظهور مى‏كند، پرچم پيامبر(ص) و انگشتر سليمان و سنگ و عصاى موسى همراه او خواهد بود. پس به امر حضرت در بين سپاهيان اعلام مى‏شود كه كسى زاد و توشه براى خود و علوفه براى چهارپايان بر ندارد. برخى از همراهان مى‏گويند: او مى‏خواهد ما را به هلاكت بيندازد و مركب‏هاى مان را از گرسنگى و تشنگى نابود كند. اصحاب با حضرت حركت مى‏كنند. به اوّلين جايى كه مى‏رسند، حضرت سنگ را بر زمين مى‏كوبد و آب و غذا براى نيروها و علوفه براى حيوانات بيرون مى‏آيد و از آن استفاده مى‏كنند تا به شهر نجف مى‏رسند».(3)

3. طىّ الارض و نداشتن سايه

امام رضا(ع) مى‏فرمايد: «هنگامى كه حضرت مهدى(عج) ظهور مى‏كند، زمين از نور خداوند روشن مى‏شود و زمين زيرپاى مهدى به سرعت حركت مى‏كند (و او با سرعت، مسيرها را مى‏پيمايد) و اوست كه سايه نخواهد داشت».(4)

4. وسيله انتقال

امام باقر(ع) به‏ شخصى به‏نام سوره فرمود: «ذوالقرنين مخيّر گرديد كه يكى از دوابرسخت و رام را برگزيند. او ابر رام برگزيد و ابر سخت براى حضرت صاحب(ع) ذخيره شد».

سوره پرسيد: ابر سخت چيست؟ حضرت فرمود: «ابرهايى كه در آن رعد و برق و آذرخش و صاعقه باشد. هرگاه ابرى چنين بود، صاحب شما بر آن سوار است. بى‏شك او سوار بر ابر مى‏شود و با آن به سوى آسمان بالا مى‏رود و آسمان‏ها و زمين‏هاى هفت گانه را مى‏پيمايد؛ همان زمين‏هايى كه پنج عدد آن مسكونى و دو تاى ديگر ويران است».(5)

امام صادق(ع) مى‏فرمايد: «خداوند، ذوالقرنين را در انتخاب بين دو ابر سخت و رام مخيّر كرد. او ابر رام را برگزيد و آن ابرى است كه در آن رعد و برق وجود نداشت و اگر ابر سخت را برمى گزيد، اجازه استفاده از آن را نداشت؛ زيرا خداوند، ابر سخت را براى حضرت قائم(عج) ذخيره كرده است».(6)

5. كُندى حركت زمان

امام باقر(ع) مى‏فرمايد: «چون امام زمان(ع) ظهور كند، به سوى كوفه حركت مى‏نمايد. در آن‏جا هفت سال حكومت مى‏كند كه هر سال آن برابر ده سال از ساليان شماست. پس از آن، خداوند هر چه اراده كند، انجام مى‏دهد». گفته شد چگونه سال‏ها طولانى مى‏شود؟ امام فرمود: «خداوند به منظومه (و فرشته اداره كننده آن) دستور مى‏دهد كه از سرعت خود بكاهد. از اين رو، روزها و سال‏ها طولانى مى‏شود».

گفته شد: مى‏گويند اگر كم‏ترين تغييرى در حركت آنها پديد آيد، آنها به هم مى‏ريزند و فاسد مى‏شوند. امام فرمود: «اين سخن افراد مادّى گرا و كافر به خداست؛ ولى مسلمانان (كه عقيده به خداوند گرداننده آنها دارند) چنين سخنى را نمى‏توانند بگويند».(7)

6. قدرت تكبير

كعب درباره گشودن شهر قسطنطنيه به دست مهدى(عج) مى‏گويد: حضرت، پرچم را به زمين فرو مى‏برد و به سوى آب مى‏رود تا براى نماز صبح وضو بگيرد؛ آب از حضرت دور مى‏شود. امام(ع) پرچم را بر مى‏دارد و به دنبال آب حركت مى‏كند تا آن كه از آن ناحيه مى‏گذرد. آن‏گاه پرچم را در زمين فرو مى‏برد و سپاهيان را فرا مى‏خواند و مى‏فرمايد: «اى‏مردم! خداوند دريا را براى شما شكافت؛ هم‏چنان‏كه آن را براى بنى اسرائيل شكافت». پس سپاهيان از دريا مى‏گذرند و رو به روى شهر قسطنطنيه قرار مى‏گيرند. سپاهيان نداى تكبير سر مى‏دهند و ديوارهاى شهر به لرزه درمى‏آيد.
بار ديگر تكبير مى‏گويند و دوباره ديوارها مى‏لرزد. بار سوم كه صدا به تكبير بلند مى‏كنند، ديوارهايى كه ميان دوازده بُرج مراقبت هستند، فرو مى‏ريزند.(8)

رسول خدا(ص) مى‏فرمايد: «... حضرت مهدى(عج) جلوى قسطنطنيه فرود مى‏آيد. در آن روزگار، آن دژ، هفت ديوار دارد. حضرت هفت تكبير مى‏گويد و ديوارها فرو مى‏ريزد و با كشتن تعداد بسيارى از روميان، آن‏جا به تصرف حضرت مهدى(عج) در مى‏آيد و گروهى نيز به اسلام رو مى‏آورند».(9)

اميرمؤمنان(ع) در اين زمينه مى‏فرمايد: «... سپس حضرت مهدى و يارانش به حركت خود ادامه مى‏دهند و بر هيچ دژى از دژهاى روميان نمى‏گذرند، مگر آن كه با گفتن «لا إله إلّا اللَّه» ديوارهاى آن فرو مى‏ريزد تا آن كه در نزديكى شهر قسطنطنيه فرود مى‏آيند. در آن جا چند تكبير مى‏گويند و ناگهان خليجى كه در مجاورت آن شهر است، خشك مى‏شود و آب‏هايش در زمين فرو مى‏رود و ديوارهاى شهر نيز فرو مى‏ريزد. از آن‏جا به سوى شهر روميه حركت مى‏كنند و چون به آن‏جا مى‏رسند، مسلمانان سه تكبير مى‏گويند و شهر چون رمل و شن نرم - كه در برابر تند بادها قرار گرفته باشد - از هم مى‏پاشد».(10)

نيز آن حضرت مى‏فرمايد: «... مهدى(عج) به پيش روى خود ادامه مى‏دهد تا اين كه به يكى از شهرهاى مشرف به دريا مى‏رسد. لشكريان حضرت تكبير سر مى‏دهند و در پى آن ديوارهاى شهر از هم گسيخته شده، فرو مى‏ريزند».(11)

7. عبور از آب

امام صادق(ع) مى‏فرمايد: «پدرم فرمود: هنگامى كه حضرت قائم قيام كند ... سپاهيانى را به شهر قسطنطنيه مى‏فرستد. آن‏گاه كه به خليج برسند، جمله‏اى بر روى پاهاى خود مى‏نويسند و از روى آب مى‏گذرند. روميان چون اين معجزه و عظمت را مى‏بينند، به‏يك‏ديگر مى‏گويند: وقتى سپاهيان امام زمان اين‏چنين باشند، خود حضرت چگونه خواهد بود! از اين رو، درها را بر روى آنان مى‏گشايند و سپاهيان حضرت وارد شهر شده، در آن‏جا فرمانروايى مى‏كنند».(12)

8. شفاى بيماران

اميرمؤمنان(ع) مى‏فرمايد: «... حضرت مهدى(عج) پرچم‏ها را به اهتزاز درمى آورد و معجزات خود را آشكار مى‏كند و به اذن خداوند چيزهايى را از نيستى به‏وجود مى‏آورد. بيماران دچار پيسى و خوره را شفا مى‏دهد و مردگان را زنده، و زندگان‏را مى‏ميراند».(13)

9. عصاى موسى در دست

امام باقر(ع) مى‏فرمايد: «عصاى موسى متعلّق به آدم بوده است كه به شعيب (پيامبر) رسيده و پس از او به موسى بن عمران داده شده است. آن عصا نزد ماست و به تازگى كه من آن را ديدم، هنوز سبز بود؛ مانند روزى كه از درخت جدايش كردند. چون از آن عصا سؤال شود، سخن مى‏گويد و آن براى قائم ما آماده است و آن چه موسى با آن كرد، حضرت قائم نيز با آن انجام مى‏دهد و هر چه بدان عصا دستور داده شود، انجام مى‏دهد و هرجا افكنده شود، جادوها را مى‏بلعد».(14)

10. نداى ابر

امام صادق(ع) مى‏فرمايد: «... حضرت مهدى(عج) در آخر الزمان ظهور مى‏كند. بر سر آن حضرت ابرى در حركت است و هرجا برود، آن ابر نيز مى‏رود تا حضرت را از تابش خورشيد حفظ كند و با صدايى رسا و آشكار، ندا مى‏دهد، اين مهدى است».(15)

سرانجام طبق فرموده امام صادق(ع): «هيچ معجزه‏اى از معجزات پيامبران و اوصيا نمى‏ماند، مگر آن كه خداوند عزّوجلّ آن را به دست قائم ما انجام مى‏دهد تا حجّت بر دشمنان تمام گردد».(16)

_______________________________________________________________________________

1. عقدالدرر، ص‏97، 138، 139؛ القول المختصر، ص‏19؛ الشيعة و الرجعه، ج‏1، ص‏158.
2. بصائر الدرجات، ص‏188؛ كافى، ج‏1، ص‏231؛ نعمانى، غيبة، ص‏238؛ خرائج، ج‏2، ص‏690؛ نورالثقلين، ج‏1، ص‏84؛ بحارالانوار، ج‏13، ص‏185 و ج‏52، ص‏324.
3. كمال الدين، ص‏670؛ بحارالانوار، ج‏52، ص‏351؛ وافى، ج‏2، ص‏112.
4. كمال الدين، ص‏372؛ كفاية الاثر، ص‏323؛ اعلام الورى، ص‏408؛ كشف الغمّه، ج‏3، ص‏314؛ فرائد السمطين، ج‏2، ص‏336؛ ينابيع المودّه، ص‏489؛ نورالثقلين، ج‏4، ص‏47؛ بحارالانوار، ج‏51، ص‏157؛ ر. ك: كفاية الاثر، ص‏324؛ احتجاج، ج‏2، ص‏449؛ اعلام الورى، ص‏409؛ خرائج، ج‏3، ص‏1171؛ مستدرك الوسائل، ج‏2، ص‏33.
5. مفيد، اختصاص، ص‏199؛ بصائر الدرجات، ص‏409؛ بحارالانوار، ج‏52، ص‏321.
6. اختصاص، ص‏326؛ بحارالانوار، ج‏52، ص‏312؛ غاية المرام، ص‏77.
7. مفيد، ارشاد، ص‏365؛ بحارالانوار، ج‏52، ص‏337؛ الشيعة و الرجعه، ج‏1، ص‏400.
8. عقد الدرر، ص‏138.
9. العلل المتناهيه، ج‏2، ص‏855؛ عقد الدرر، ص‏180.
10. عقد الدرر، ص‏139.
11. الشيعة و الرجعه، ج‏1، ص‏161.
12. نعمانى، غيبة، ص‏159؛ دلائل الامامه، ص‏249؛ اثبات الهداة، ج‏3، ص‏573؛ بحارالانوار، ج‏52، ص‏365.
13. الشيعة و الرجعه، ج‏1، ص‏169.
14. كمال الدين، ج‏2، ص‏673؛ بحارالانوار، ج‏52، ص‏318، 351؛ كافى، ج‏1، ص‏232.
15. تاريخ مواليد الائمه، ص‏200؛ كشف الغمّه، ج‏3، ص‏265؛ صراط المستقيم، ج‏2، ص‏260؛ بحارالانوار، ج‏51، ص‏240؛ اثبات الهداة، ج‏3، ص‏615؛ نورى، كشف الاستار، ص‏69.
16. خاتون آبادى، اربعين، ص‏67؛ اثبات الهداة، ج‏3، ص‏700.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سعيد كريمي | آرشيو نظرات (0) :موضوع |مذهبي

داستان عشق و ديوانگي ۱۲ بهمن ۱۳۹۰ ۱۱:۱۹:۳۹

داستان عشق و ديوانگي

 
 در زمانهاي بسيار قديم وقتي هنوز پاي بشر به زمين نرسيده بود، فضيلت ها و تباهي ها دور هم جمع شده بودند، آنها از بي كاري خسته و كسل شده بودند.
 ناگهان ذكاوت ايستاد و گفت بياييد يك بازي بكنيم مثل قايم باشك.
 همگي از اين پيشنهاد شاد شدند و ديوانگي فورا فرياد زد، من چشم مي گذارم و از آنجايي كه كسي نمي خواست دنبال ديوانگي برود همه قبول كردند او چشم بگذارد.
 ديوانگي جلوي درختي رفت و چشم هايش را بست و شروع كرد به شمردن .. يك .. دو .. سه .. همه رفتند تا جايي پنهان شوند.
 لطافت خود را به شاخ ماه آويزان كرد، خيانت داخل انبوهي از زباله پنهان شد، اصالت در ميان ابرها مخفي شد، هوس به مركز زمين رفت، دروغ گفت زير سنگ پنهان مي شوم اما به ته دريا رفت، طمع داخل كيسه اي كه خودش دوخته بود مخفي شد و ديوانگي مشغول شمردن بود هفتاد و نه … هشتاد … و همه پنهان شدند به جز عشق كه همواره مردد بود نمي توانست تصميم بگيريد و جاي تعجب نيست چون همه مي دانيم پنهان كردن عشق مشكل است، در همين حال ديوانگي به پايان شمارش مي رسيد نود و پنج … نود و شش. هنگامي كه ديوانگي به صد رسيد عشق پريد و بين يك بوته گل رز پنهان شد.

 ديوانگي فرياد زد دارم ميام. و اولين كسي را كه پيدا كرد تنبلي بود زيرا تنبلي، تنبلي اش آمده بود جايي پنهان شود و بعد لطافت را يافت كه به شاخ ماه آويزان بود، دروغ ته درياچه، هوس در مركز زمين، يكي يكي همه را پيدا كرد به جز عشق و از يافتن عشق نا اميد شده بود. حسادت در گوش هايش زمزمه كرد تو فقط بايد عشق را پيدا كني و او در پشت بوته گل رز پنهان شده است.
 ديوانگي شاخه چنگك مانندي از درخت چيد و با شدت و هيجان زياد آن را در بوته گل رز فرو كرد و دوباره و دوباره تا با صداي ناله اي دست كشيد عشق از پشت بوته بيرون آمد درحالي كه با دستهايش صورتش را پوشانده بود و از ميان انگشتانش قطرات خون بيرون مي زد شاخه به چشمان عشق فرو رفته بودند و او نمي توانست جايي را ببيند او كور شده بود! ديوانگي گفت من چه كردم؟ من چه كردم؟ چگونه مي توانم تو را درمان كنم؟ عشق پاسخ داد تو نمي تواني مرا درمان كني اما اگر مي خواهي كمكم كني مي تواني راهنماي من شوي.
 و اينگونه است كه از آنروز به بعد عشق كور است و ديوانگي همواره همراه اوست! و از همانروز تا هميشه عشق و ديوانگي به همراه يكديگر به احساس تمام آدم هاي عاشق سرك مي كشند …


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سعيد كريمي | آرشيو نظرات (0) :موضوع |داستان-حكايت

تاثير رنگ ظرف بر طعم غذا ۱۲ بهمن ۱۳۹۰ ۱۱:۱۹:۳۹
مطالب در ادام همطلب است مديريت
باتشكر

ادامه مطلب
نوشته شده توسط سعيد كريمي | آرشيو نظرات (0) :موضوع |علمي

مطالب در ادام همطلب است مديريت
باتشكر

ادامه مطلب
نوشته شده توسط سعيد كريمي | آرشيو نظرات (0) :موضوع |داستان-حكايت

شكر پلو ۱۲ بهمن ۱۳۹۰ ۱۱:۱۹:۳۹
مطالب در ادام همطلب است مديريت
باتشكر

ادامه مطلب

مطالب در ادام همطلب است مديريت
باتشكر

ادامه مطلب

طرز تهيه خوراك سانتي چيكن ۱۲ بهمن ۱۳۹۰ ۱۱:۱۱:۲۸

عشق بي وفاي من ۱۲ بهمن ۱۳۹۰ ۱۱:۱۱:۲۸

عشق بي وفاي من


 

دلم گرفته بود ، آن لحظه دلم هواي آغوشش كرده بود

تنها اشك بود كه ميريخت از گونه هايم ، در آن لحظه تنها او را ميخواستم در كنارم

محكم مرا در آغوش خودش گرفت ، اشكهايم را از گونه هايم پاك كرد

و در گوشم گفت : ديوانه من كه اينك در كنارتم

ميگفت تا آخرش باتوام ، عزيزم آرام باش ، من در كنارتم

اين را گفت و كمي آرام شدم ، اشك از چشمانم ميريخت ،

دلم خالي شد و همين شد كه من خوشحال شدم

مدتي گذشت دلم گرفته بود و او در كنارم نبود ، دلم گرفته بود او دلش با من نبود

ديگر او نبود تا اشكهايم را پاك كند ، با حضورش مرا آرام كند

در اين لحظه تنها و دلگير ، او نيز مرا تنها گذاشته بود

حالا وقتش نبود كه نباشي ، حالا وقتش نبود كه مرا در حسرت بودنت بگذاري

اينك در اين لحظه ي تلخ و دلگير تنها وجودت مرا آرام ميكند،

آن حرفها ، همان حرفها را يادت هست؟ آنها مرا آرام ميكند

تو اينك كجايي كه حال مرا عوض كني ، كجايي كه مرا ناز كني...

مگر نگفته بودي هميشه با مني ، مگر نگفته بودي نميگذاري

ديگر حالم اينگونه شود ، نميگذاري حالم خراب شود

معني دلتنگي را ميفهمي؟ تو اصلا ميفهمي دلم چقدر برايت تنگ شده ؟

ميفهمي چقدر دوستت دارم؟ ميفهمي بدون تو اين زندگي را نميخواهم؟

ميفهمي كه اينك در اين لحظه تنها به تو نياز دارم؟

پس كجاي اي عشق بي وفاي من؟

كجايي كه آرامم كني ، كجايي كه مثل آن روز مرا محكم 

در آغوش بگيري و با من درد دل كني

دلم براي حرفهايت ، اميدهايت يك ذره شده ، 

آيا هنوز بر سر آن حرفهايت هستي ؟

يا اينكه من تو را گم كردم و ديگر پيدايت نميكنم؟

به چه كسي بگويم دلم گرفته ؟ 

به چه كسي بگويم تنها يك نفر است كه ميتواند آرامم كند ،

به چه كسي بگويم دردهاي اين دل خسته ، 

به چه كسي  بگويم عاشقم ولي تنها ، تنها ، تنهاي تنها....

عاشق باشي و تنها باشي ، 

اين رسمش نيست اگر بخواهي در اين لحظه به ياد من نباشي ...

بيا مرا با آن دلخوشي هاي پوچت آرام كن ، به همين هم قانعم!

بيا و مرا آرام كن حتي اگر از ته دلت مرا نخواهي ، 

حتي اگر دوستم نداشته باشي....


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سعيد كريمي | آرشيو نظرات (0) :موضوع |×××دل نوشته

كل كل شاعر زن و شاعر مرد ۱۲ بهمن ۱۳۹۰ ۱۱:۰۹:۲۸

كل كل شاعر زن و شاعر مرد
 

 
شاعر زن ميگه :
به نام خدايي كه زن آفريد / حكيمانه امثال ِ من آفريد
خدايي كه اول تو را از لجن / و بعداً مرا از لجن آفريد !
براي من انواع گيسو و موي / براي تو قدري چمن آفريد !
مرا شكل طاووس كرد و تورا / شبيه بز و كرگدن آفريد !
به نام خدايي كه اعجاز كرد / مرا مثل آهو ختن آفريد
تورا روز اول به همراه من / رها در بهشت عدن آفريد
ولي بعداً آمد و از روي لطف / مرا بي كس و بي وطن آفريد
خدايي كه زير سبيل شما / بلندگو به جاي دهن آفريد !
وزير و وكيل و رئيس ات نمود / مرا خانه داري خفن ! آفريد
براي تو يك عالمه كِيْسِ خوب / شراره، پري ، نسترن آفريد
براي من اما فقط يك نفر / براد پيت من را حَسَنْ آفريد !
برايم لباس عروسي كشيد / و عمري مرا در كفن آفريد
 

شاعر مرد در جواب ميگه :
به ‌نام خداوند مردآفرين / كه بر حسن صنعش هزار آفرين
خدايي كه از گِل مرا خلق كرد / چنين عاقل و بالغ و نازنين
خدايي كه مردي چو من آفريد / و شد نام وي احسن‌الخالقين
پس از آفرينش به من هديه داد / مكاني درون بهشت برين
خدايي كه از بس مرا خوب ساخت / ندارم نيازي به لاك، همچنين
رژ و ريمل و خط چشم و كرم / تو زيبايي‌ام را طبيعي ببين
دماغ و فك و گونه‌ام كار اوست / نه كار پزشك و پروتز، همين !
نداده مرا عشوه و مكر و ناز / نداده دم مشك من اشك و فين!
مرا ساده و بي‌ريا آفريد / جدا از حسادت و بي‌خشم و كين
زني از همين سادگي سود برد / به من گفت از آن سيب قرمز بچين
من ساده چيدم از آن تك‌ درخت / و دادم به او سيب چون انگبين
چو وارد نبودم به دوز و كلك / من افتادم از آسمان بر زمين
و البته در اين مرا پند بود / كه اي مرد پاكيزه و مه‌جبين
تو حرف زنان را از آن گوش گير / و بيرون بده حرفشان را از اين
كه زن از همان بدو پيدايش‌ات / نشسته مداوم تو را در كمين


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سعيد كريمي | آرشيو نظرات (0) :موضوع |طنز و سرگرمي

شكايت يك اتفاق است ۱۲ بهمن ۱۳۹۰ ۱۱:۰۷:۰۰

شهر ممنوعه ۱۲ بهمن ۱۳۹۰ ۱۱:۰۴:۰۷

شهر ممنوعه
شهري بود كه در آن، همه چيز ممنوع بود...

 و چون تنها چيزي كه ممنوع نبود بازي الك دولك بود، اهالي ‌شهر هر روز به صحراهاي اطراف مي‌رفتند و اوقات خود را با باري الك دولك مي‌گذراندند...

 و چون قوانين ممنوعيت نه يكباره بلكه به تدريج و هميشه با دلايل كافي وضع شده بودند، كسي دليلي براي گلايه و شكايت نداشت و اهالي مشكلي هم براي سازگاري با اين قوانين نداشتند...!

 سال ها گذشت. يك روز بزرگان شهر ديدند كه ضرورتي وجود ندارد كه همه چيز ممنوع باشد و جارچي‌ها را روانه كوچه و بازار كردند تا به مردم اطلاع بدهند كه مي‌توانند هر كاري دلشان مي‌خواهد بكنند...

 جارچي ها براي رساندن اين خبر به مردم، به مراكز تجمع اهالي شهر رفتند و با صداي بلند به مردم گفتند:

 آهاي مردم! آهاي ... ! بدانيد و آگاه باشيد كه از حالا به بعد هيچ كاري ممنوع نيست !!!

 مردم كه دور جارچي ها جمع شده بودند، پس از شنيدن اطلاعيه، پراكنده شدند و بازي الك دولك شان را از سر گرفتند...!!!

 جارچي ها دوباره اعلام كردند:

 مي‌فهميد!؟! شما حالا آزاد هستيد كه هر كاري دلتان مي‌خواهد، بكنيد !

 اهالي جواب دادند: خب! ما داريم الك دولك بازي مي‌كنيم !

 جارچي ها كارهاي جالب و مفيد متعددي را به يادشان آوردند كه آنها قبلاً انجام مي‌دادند و حالا دوباره مي‌توانستند به آن بپردازند...

 ولي اهالي گوش نكردند و همچنان به بازي الك دولك شان ادامه داند؛ بدون لحظه‌اي درنگ !!!

 

 جارچي ها كه ديدند تلاش شان بي‌نتيجه است، رفتند كه به اُمرا اطلاع دهند...

 اُمرا گفتند: كاري ندارد! الك دولك را ممنوع مي‌كنيم !

 آن وقت بود كه مردم دست به شورش زدند و همه امراي شهر را كشتند و بي‌درنگ برگشتند و بازي الك دولك را از سر گرفتند !!!
 

 

سخن روز : چه بسا اشخاصي كه تنها با طنين كلنگ گوركن از خواب غفلت بيدار مي شوند. ناپلون بناپارت


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سعيد كريمي | آرشيو نظرات (0) :موضوع |داستان-حكايت

مناظره زنـدگي و مـرگ ۱۲ بهمن ۱۳۹۰ ۱۱:۰۰:۳۷

مناظره زنـدگي و مـرگ

 

زندگي: من فرصتي مغتنم براي بودنم
تو اژدهايي مترصد بلعيدن

مرگ: من آغازي به آرامش ابديم
تو آغازي به آلام دنيوي

زندگي: من خالق يك لحظه شيرين عاشقانه ام
تو جابري كه دريغ از اين لحظه نداري

مرگ: تو تحميل ناخواسته ي گريبانگير بشريتي
من منتخب آنها براي رهايي از تو

زندگي: تو فاجعه انفصال عاشق و معشوقي
من فرصت دوباره باهم بودنشان

مرگ: تو بار سنگين اجباري براي زجر كشيدن
من جرثومه اي براي گريز از اين وادي

زندگي: تو اشك مادر داغديده اي
من اشك شوق ديدار فرزند مفقود الاثر

مرگ: تو تولد كودك نامشروع دو بي خانماني
من گريزي براي رهايي از اين مخمصه

زندگي: من لبخند زيباي يك نو مادرم
تو خلوت تنهايي يك زوج عاشق

مرگ: من پايان ناله هاي يك پيرمرد زمينگيرم
تو اصراري زجرآلود به بودن او

زندگي: من مصور يك بوسه ي شيرين عاشقانه ام
تو قطره اشك يك عاشق در هجران معشوق

مرگ: تو چشم نظاره گر شكنجه هاي يك شكنجه گري
من تير خلاصي از اين عذاب

زندگي: من عفو يك پدر داغديده ام
تو سنگسار يك زن به جرم عاشق بودن

مرگ: من خط بطلان به وجود پس از مرگ معشوقم
تو جزاي جرم زندگي بدون او

زندگي: من نگاه نوازشگر يك پريزاده ام
تو خلوت سرد تنهايي

مرگ: من فرصت گرم انتقامم
تو انتظار بيهوده يك مادر ناباور

زندگي: من نقطه اوج عروج يك انسانم
تو نزول او به پست ترين جاي ممكن !

مرگ: ............................... !!!


گرچه از مرگ گريزي نيست و نبايد حتي لحظه اي از اون غافل بشيم اما زندگي نيز، فرصتي است كه
خداوند بما داده و بجاست كه ازش كمال لذت رو ببريم و زندگي را آنطور كه شايسته است زندگي كنيم.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سعيد كريمي | آرشيو نظرات (0) :موضوع |طنز و سرگرمي

iranblog

tizweb takbox
سیستم افزایش آمار هوشمند تک باکس
pardisbox
لينك باكس هوشمند پردیس باکس،افزایش بازدید،لینک باکس،افزایش آمار،پردیس باکس
mehrbox
لينك باكس هوشمند مهر،افزايش بازديد،لينک باکس،افزايش امار،مهر باکس
box.magicpc
افزايش آمار بازديد
box.mdpars
لینک باکس هوشمند ام دی پارس
ironibox
لينك باكس هوشمند ،افزایش بازدید،لینک باکس،افزایش امار، باکس
xzn
سیستم افزایش آمار هوشمند مجیک | سیستم افزایش آمار |
tabadol
سیستم افزایش آمار هوشمند مجیک
tak-box
افزايش آمار بازديد تک باکس
linknegar
لينك نگار
parsiblog parnevis